مرتضى راوندى

160

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

مفهوم دموكراسى : « دموكراسى به گفتهء آبراهام لينكلن عبارت است : از حكومت مردم براى مردم و به دست مردم و يا به عبارت ديگر نوعى از حكومت را مىگويند كه در آن حاكميت عاليه در دست مردم است و ممكن است مستقيما يا به واسطهء نمايندگانى كه مردم انتخاب مىكنند اعمال شود . ( بر خلاف حكومتهايى كه در آنها حكومت به دست يك طبقه ، يك گروه ممتاز و يا يك فرد است ) در اصطلاحاتى مانند دموكراسى اقتصادى ، دموكراسى صنعتى ، و دموكراسى اجتماعى كه امروز رايج است ، دموكراسى از مفهوم صرف سياسى خود تجاوز كرده است و ناظر بر توجه و نظارت مردم بر كليهء امور است و به اصلاح وضع سياسى و اقتصادى اكثريت مردم توجه مخصوص دارد - به معنى وسيع ، دموكراسى نظريه‌يى است فلسفى كه مبناى آن اين است كه مردم حق و مآلا لياقت دارند كه بر سازمانهاى خود به صلاح خويش نظارت كنند . اين فلسفه براى « خرد » و شخصيّت انسانى ارزش فراوانى قائل است و معتقد است كه قيود لازم براى محدود كردن آزادى فرد به منظور جلوگيرى از هرج‌ومرج بايد با رضايت و موافقت اكثريت افراد و با رعايت اصل برابرى بر آنها تحميل شود . . . در قرن نوزدهم دموكراسى در بسيارى از ممالك مغرب زمين پيروز شد . مردم آزاديهايى يافتند و با وسايلى مؤثرتر از پيش براى بيان ارادهء خود مجهز شدند و نظام حزبى به عنوان مؤثرترين وسيلهء نيل به اين منظور شناخته شد . در كشورهاى آسيا در طى صد سال اخير ، نهضتهايى براى ايجاد دموكراسى ظاهر شده است ، ولى حكومتهاى دموكراسى در ممالك اين قاره در اغلب موارد از جنبهء اسمى تجاوز نكرده است . نهضت مشروطيت ايران يكى از نخستين نهضتهاى دموكراسى در آسياست . دموكراسى به معناى كه در ممالك غربى عموما از آن استنباط مىشود ، متضمن نظريهء تفكيك قوا و آزادى انتخابات ، حكومت قانون ، و آزادى نطق و بيان است . در اتحاد شوروى و قسمتهايى از آسيا و اروپاى شرقى ، اصطلاح حكومت مردم را به معنى ديگرى تعبير مىكنند كه عبارت است از نظارت دولت بر انواع فعاليتها ، و معتقدند كه بدين وسيله ، تقدم مصالح عمومى بر منافع خصوصى تأمين مىشود و به‌همين جهت حكومت خود را حكومت دموكراسى توده‌يى مىخواندند و مالكيت خصوصى هريك از وسايل توليد را منافى دموكراسى واقعى مىشمردند . » « 1 » ولى اين روش سياسى و اقتصادى پس از 70 سال ، در نتيجه استبداد زمام‌داران ، فقدان دموكراسى واقعى و نبودن اجازهء بحث و انتقاد و ظلم و تبعيض مأمورين اجرايى محكوم به شكست گرديد .

--> ( 1 ) . دايرة المعارف فارسى ، پيشين ، ص 994 .